تبليغاتX
نقاشي هنر بيان احساسات آدمي - کلاسی سیسم از دید هنرمندی از عرصه نقاشی

نقاشي هنر بيان احساسات آدمي

وبلاگ تخصصی نقاشی و هنر مدرن

بحث پیرامون مکتب‌های ادبی رایج در اروپا، نیازمند زمان و حوصله‌ای بسیار می‌باشد. علی‌الخصوص مکتب کلاسی‌سیسم که حدود بیست و سه قرن ( از آغاز ادب یونان، قرن پنجم قبل از میلاد تا قرن هجدهم) بر فضای ادبیات جهان سلطه داشته است. پس این مختصر را اختصاص می‌دهیم به کلیاتی در مورد مکتب کلاسی‌سیسم برای یک آشنایی ابتدایی و حتی‌المقدور سعی می‌کنیم تا وارد جزئیات و مسائل پیچیده‌ی آن نشویم.
ذکر این نکته ضروری می‌نماید که مکتب کلاسی‌سیسم را نباید با مفهوم وسیع واژه‌ی کلاسیک بیامیزیم. می‌توان کلاسیک را هرچیز فاخر، سطح بالا و ممتاز دانست. و این شامل تمام آثاری که نمونه و سرآمد هر کشوری شمرده هستند، می‌شود. حتی نویسندگان مکتب رمانتیسم که مخالف کلاسی‌سیسم هستند نیز جز ادبیات کلاسیک به شمار می‌روند. ولی از آن‌جا که صحبت از مکتب‌های ادبی است، کلاسیک دیگر چنین معنای وسیعی پیدا نمی‌کند. کلاسیک در این مورد به مکتب ادبی‌ای گفته می‌شود که به عنوان نخستین مکتب ادبی اروپا ( در قرن پانزدهم تا هفدهم میلادی) در اروپا به وجود آمد و عقیده‌ی طرفداران آن، تقلید از نویسندگان باستانی و علی‌الخصوص ادبیات قدیم یونان و روم می‌باشد. البته کلاسیک به این معنا زمانی به خود رنگ گرفت که مکتب رومانتیک در ادبیات نفوذ یافت و گروهی از نویسنگان به مخالفت با آن پرداختند که بر این گروه اخیر، واژه‌ی کلاسیک اطلاق شد.
علل شکل گیری؛
شاعران قرن هفدهم فرانسه، به دنبال نهضت اومانیسم، هنر قدیم را سرمشق خود قرار دادند و آثار خویش را به تقلید از قوائد ثابت و آشکار ادبیات یونان و روم قدیم و به خصوص ارسطو به وجود آوردند. دلیل دیگر گرایش به کلاسیک، نبود سنت ادبی درخشانی در زمان رنسانس بود که نویسندگتن را ناچار می‌کرد به سوی جاذبه‌های شگفت‌انگیز و فراوان هنر و ادبیات یونان قدیم سوق یابند. در فرانسه‌ی قرن هفدهم میلادی دو گرود نویسنده وجود داشت. نویسندگان قدیم و نویسندگان جدید. لیکن در نیمه‌ی اول قرن هجدهم میلادی، برخی منتقدان که ولتر سرآمد آنان بود، کوشیدند تا از بین نویسندگان، کسانی را که آثارشان می‌توانست نمونه‌ی زیبا و شایسته‌ی نویسندگی به زبان فرانسه باشد را برگزینند. در قرن نوزدهم گروهی از نویسندگان تحت عنوان رمانتیک برآمدند تا با نویسندگانی که از ادبیات  قرن هفدهم و روش  اصول‌گرا، قانون‌مند و غیر قابل انعطاف آن دفاع می‌کردند، به مخالفت بپردازند. بدین ترتیب معنای جدید لاسیک به وجود آمد. از نظر طرفداران رومانتیسم، نویسنده‌ی کلاسیک کسی است که صرفا از قدما تقلید کرده و در مدرسه تحصیل کرده است و تحصیلات رسمی مدرسه‌ای را برهمه چیز ترجیح می‌دهد و خود را محدود به قوانین و قواعد نویسندگی دوران باستان می‌کند.
ویژگی‌ها؛
۱٫ تقلید از قدما.  هنرمند کلاسیک می‌گوید که قدما توانسته‌اند از میان مظاهر طبیعت بهترین و مناسب‌ترین را انتخاب و در آثارشان به خوبی بیان کنند؛ بنابراین هنر زیبا، اصیل و ماندگار را باید در آثار قدما جستجو کرد. کلاسیک‌ها بر این باورند که؛ آثار تازه‌ای که به وجود می‌آبد، ممکن است خوب یا بد باشد، ولیکن اکثر این آثار به دست فراموشی سپرده می‌شوند، اما فقط شاهکارهای جاودانه چون «انه اید» اثر ویرژیل و «ایفی ژنی» اثر اوریپید است که می‌تواند بعد از گذشت دوهزار سال بازهم مورد ستایش و تحسین قرار بگیرد. پس این آثار نحو شایسته‌ای نوشته شده‌ است و کسی که می‌خواهد اثرش زنده بماند باید از آن‌ها تقلید کند.
۲٫ کلی نگری (مطلق گرایی).  کلاسیسیم با پویایی اجتماع و انسان ناآشناست و در تکوین شخصیت انسان، سهمی برای جامعه قائل نیست. کلاسیک‌ها معتقدند که اخلاق و سیاست نیز همچون زمان و مکان مطلق گراست. آن‌ها زمان را متوقف می‌دانند و زندگی را ایستا تلقی می‌کندد. بدین صورت، تغییر و شکل‌گیری قاعده‌ای نوین در کلاسی‌سیسم جایی ندارد. به بیان دیگر، هم نظام اجتماعی تغییر ناپذیر است و هم انواع ادبی. یهنی همانطور که در اجتماع برده با آزاد نمی‌تواند آمیخته شود و باید تحت قاعده‌ی طبقاتی نظام اجتماعی باقی بماند، تراژدی هم نمی‌تواند با کمدی درآمیزد. کلاسی‌سیسم فرد را در نوع حل میژ‌کند. در نتیجه بازیگران و شخصیت‌های داستانی او، شخصیتی قائم به ذات و مستقل ندارند. در واقع فرضیه‌ی کلاسی‌سیسم بر پایه‌ی اصل اجتماعی و مطلق انگاری وظیفه‌ی سلطنتی مبتنی بوده که فوق منافع فردی قرار دارد.در بیانی ساده‌تر، در کلاسی‌سیسم، فرد تمام تلاش خود را برای منافع گروه‌های خاص- که گروه ممتاز جامعه می‌باشد- به کار می‌گیرد. ذکر این نکته نیز لازم است که در این مکتب، هیچگاه قهرمانان غیر عادی و استثنایی و خارق‌العاده که برای آزادی یا آرمانی ماورائی مبارزه می‌کنند، مورد مطالعه قرار نمی‌گیرند. بلکه همواره افراد برجسته و کسانی که نماینده‌ی عمومی یک گروه هستند به روی صحنه می‌آیند.
۳٫ عقل‌گرایی. ادبیات کلاسیک، ادبیاتی است موافق عقل و استدلال و منطق که عقل بر آن حاکمیت دارد. البته تخیل نیز در آن وارد می‌شود. مثلا کلاسیک‌ها شعر را صرفا امری معقول نمی‌دانستند؛ ولی تخیل در کلاسک همیشه محدود و کاملا مرتب و منظم است.
۴٫ اخلاق گرایی و رعایت نزاکت. در ادبیات کلاسیک، زشتی‌ها و مفاسد اخلاقی تشریح نمی‌شوند، بلکه عیوب و نقائص اخلاقی را محکوم می‌شوند و ملکات فاضله و صفات حسنه را ستوده می‌شوند. این نتیجه‌گیری، هم با نظریه‌ی ارسطو که هنر را کتارزیس (تزکیه) می‌دانست، موافق است و هم با نظرات افلاطون که در مدینه‌ی فاضله‌ی خود در پی یافتن انسان‌های مهذب بود.
۵٫  وحدت موضوع، وحدت زمان، وحدت مکان. وحوت موضوع عبارت است از این که حوادث فرعی و اضافی، داخل حادثه‌ی اصلی نشوند و متن از شاخ و برگ‌های خارجی و وقایع اضافی تهی باشند. در مورد وحدت زمان و مکان هم به اجمال می‌توان گفت، پرش‌های زمانی و تعدد مکان‌های
وقوع حوادث، امری ناپذیرفتنی و مذموم می‌نماید. چنانکه ارسطو در باره‌ی فن نمایش، کثرت مکان و زمان را نمی‌پذیرد.
برخی از نویسندگان کلاسیک؛
نویسندگان یونان باستان و نویسندگان شهیر قرن هفدهم، همچون لافونتن، مولیر، پاسکال، راسین، کرنی و بوالو را می‌توان جز نویسندگان کلاسیک برشمرد.
سخن پایانی؛
ماهیت کلاسی‌سیم، ایمان آوردن، ستایش کردن، تقلید کردن، شاخ و برگ دادن، تعمیم دادن، مثال آوردن، کند و کاو در ذهن؛ این اعمال در آثار کلاسیک جمع می‌شوند و با این اعمال، شخصیت نویسنده با خاطری آسوده در پس خویشتن بشر پنهان می‌شود. با توجه به این تعریف می‌توان فهمید که کلاسی‌سیسم ماهیتی برون‌گرا و برون‌نگر دارد. (برخلاف رومانتیک که درون‌گراست). در آثار کلاسیک همیشه واژگانی را مشاهده می‌کنیم که نشان‌دهنده‌ی گریز از عموم و وابسته شدن به خواص است؛ نویسنده‌ی کلاسیک کسی است که برای طبقات بالا و بر طبق خوشایند آنان می‌نویسد. پس بنا بر گفته‌های پیشین، ماهیت یک اثر کلاسیک را انظباطی اشرافی و پرداختن به کلیات حیات و فرار از  جزئیات زندگی طبیعی مردم و وابستگی شدید به نوعی سلسله مراتب مدون تشکیل می‌دهد. در پایان این نوشتار، سخن هربرت را در مورد ماهیت اساسی کلاسی‌سیسم تقریر می‌کنیم؛ کلاسی‌سیم در حال حاضر نماینده‌ی نیروهای سرکوب کننده است و در گذشته نیز چنین بوده است. کلاسی‌سیسم همتای فکری استبداد سیاسی است. در دنیای باستانی و امپراطوری‌های سده‌های میانه نیز چنین بود. پس شکلی تازه به خود گرفت تا مبین دیکتاتوری‌های عصر رنسانس باشد و از آن زمان به بعد اعتقاد‌نامه‌ی رسمی سرمایه‌داری به شمار رفته است.

نوشته شده در 21/11/1388ساعت 12:01 توسط پرهام نظر(0) |

قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت